خونه اين خونه ي ويرون

واسه من هزار تا خاطره داره

خونه اين خونه ي تاريك

چه روزايي رو به يادم مياره

اون روزا يادم نميره

ديوار خونه پر از پنجره بود

تا افق همسايه ي ما

دريا بود ، ستاره بود ، منظره بود


خونه ، خونه جاي بازي

براي آفتاب و آب بود

پر نور واسه بيداري

پر سايه واسه خواب بود


پدرم مي گفت قديما

كينه هامون رو دور انداخته بوديم

توي برف و باد و بارون

خونه رو با قلبامون ساخته بوديم


خونه عشق مادرم بود
كه تو باغچه ش گل اطلسي مي كاشت
خونه روح پدرم بود
چيزي رو همپاي خونه دوست نداشت
 

سيل غارتگر اومد

از تو رودخونه گذشت

پلا رو شكست و برد

زد و از خونه گذشت

دست غارتگر سيل

خونه رو ويرونه كرد

پدر پيرمو كشت

مادر و ديوونه كرد


حالا من مونده م و اين ويرونه ها

پر خشم و كينه ي ديوونه ها
من زخمي ، من خسته ، من پاك

مي نويسم آخرين حرفو رو خاك


كي مياد دست توي دستم بذاره

تا بسازيم خونه مون رو دوباره
 
rose
(دلم خیلی تنگته)
ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی
 


***************************************************

پ ن : سلاااااااااااااااااااام... ههههه چ خبر؟؟؟ خوب چکار کنم خوب...وبلاگم طلسم شده بود انگار... نمونش همین دیشب بعد عمری اومدم..تازه درباره ی همین طلسمم کلی نوشتم...که اخرش همه پرید...شاهدم دارم.نیشخند خلاصه که شرمنده این چند وقت خیلی درگیرم...کلا قرصت پای نت اومدن خیلی کم شده...اگه کم میام وباتون شرمنده...ولی میام...


پ ن ن : عکسهای این دفعه مربوط به درس روستا میشه...ایشالا سری های بعدی عکسای بیشتری میذارم ازش... نظر یادتون نره...شعر هم یکی از ترانه های قدیمی داریوشه...

پ ن ن ن : کامنت ها همش مونده
گریه انشالا با صبر و بردباری دوستان تک تک را پاسخ بگویم و تایید فرمایمنیشخند پیشاپیش از نظرات پیشنهاد ها و انتقادات شما متچکریم...نیشخند